ارزش و اهمّیّت « کنایه» در زبان فارسی

در این سخن که برگرفته از مقاله ( کنایه نقاشی زبان )است ، به تعریف کنایه و بیان ویژگی ها ی آن می پردازیم .

« کنایه هم سنگ استعاره و تمثیل و یکی از برجسته ترین ترفندهای زیبایی آفرینی در شعر است و سخن را تا حدّ تصویر اعتلا می دهد . » مثلاً اگر بگوییم « گدایی مکن » این سخن تنها مفهومی را ابلاغ می کند و فاقد هر گونه زیبایی است . اما وقتی خاقانی می گوید : « دست کفچه مکن پیش فلک » ، « دست کفچه کردن » صورت تصویری گدایی است . برخی گفته اند : « کنایه آوردن لازم است و ارادۀ ملزوم با جواز ارادۀ لازم »  در حالی که در کنایه لازم و ملزومی در کار نیست .مثلا وقتی می گوییم « من از تو یک پیراهن بیش تر پاره کرده ام » غرض این است که تجربه ام از تو بیش تر است . « یک پیراهن بیش تر پاره کردن » نه لازمۀ تجربۀ بیش تر داشتن است نه ملزوم آن بلکه ملازم آن است . پس در کنایه ، به جای آوردن یک معنی ، ملازم یا یکی از برجسته ترین ملازم های آن را می آوریم .

فرق کنایه و مجاز ...

ادامه نوشته

تا نبض خیس صبح

 تا نبض خیس صبح

آه در ایثار سطح ها چه شکوهی است
ای سرطان شریف عزلت
سطح من ارزانی تو باد
یک نفر آمد
تا عضلات بهشت
دست مرا امتداد داد
یک نفر آمد که نور صبح
مذاهب
 دروسط دگمه های پیرهنش بود
از علف خشک آیه های قدیمی
پنجره می بافت
مثل پریروزهای فکر جوان بود
حنجره اش از صفات آبی شط ها
پر شده بود


یک نفر آمد کتابهای مرا برد
 روی سرم سقفی از تناسب گلها کشید
عصر مرا با دریچه های مکرر وسیع کرد
میز مرا
زیر معنویت باران نهاد
بعد نشستیم
حرف زدیم از دقیقه های مشجر
از کلماتی که زندگانی شان در وسط آب می گذشت
فرصت ما زیر ابرهای مناسب
مثل تن گیج یک کبوتر ناگاه
حجم خوشی داشت
نصفه شب بود از تلاطم میوه
طرح درختان عجیب شد
 رشته مرطوب خواب ما به هدر رفت
 بعد
 دست در آغاز جسم آب تنی کرد
بعد در احشای خیس نارون باغ
صبح شد

« حجم سبز از سهراب سپهری »