شعر " گل واژه ی فرهنگ عشق " مادر
در دیار عشق ، سلطان مادر است
کز وجودش مهر بر معنا نشست /
قله های صبر را فاتح بُوَد
سنبل ایثار ، فخر عالم است /
بذل حاتم کرده از جان خودش
هم حضورش راه را بر غم ببست/
لحظه های عمر خود را وقف کرد
این چنین بخشندگی از حصر جَست /
بهترین جای جهان آغوش او
از شکوهش سد بی مهری شکست /
گرچه کم لطفی زیادش می رسد
می کشد وی بر سر فرزند دست /
ار تمام واژه ها یکجا شوند
واژه ی مادر ، به و زیباتر است /
بحث من شامخْ مقام مادر و
این زبانم ناتوان از گفتن است /
شوکتش بنهفته اندر نام او
کان طنین بر گوش جان آدم است/
شأن او ، دریای نور و معرفت
قطره را کی درک اقیانوس هست ؟/
آنچه ساغر داند و گوید کنون
حفظ حرمت از برای مادر است
زهرا اعراب ( ساغر )
کز وجودش مهر بر معنا نشست /
قله های صبر را فاتح بُوَد
سنبل ایثار ، فخر عالم است /
بذل حاتم کرده از جان خودش
هم حضورش راه را بر غم ببست/
لحظه های عمر خود را وقف کرد
این چنین بخشندگی از حصر جَست /
بهترین جای جهان آغوش او
از شکوهش سد بی مهری شکست /
گرچه کم لطفی زیادش می رسد
می کشد وی بر سر فرزند دست /
ار تمام واژه ها یکجا شوند
واژه ی مادر ، به و زیباتر است /
بحث من شامخْ مقام مادر و
این زبانم ناتوان از گفتن است /
شوکتش بنهفته اندر نام او
کان طنین بر گوش جان آدم است/
شأن او ، دریای نور و معرفت
قطره را کی درک اقیانوس هست ؟/
آنچه ساغر داند و گوید کنون
حفظ حرمت از برای مادر است
زهرا اعراب ( ساغر )
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۸ ق.ظ توسط حیدرپور
|