زال در شاهنامه و زالی در پزشکی

یکی از داستان‌های دلکش شاهنامه حکایت زایش زال است و در همین جاست که از مرغ افسانه‌ای و مشهور شاهنامه، یعنی سیمرغ سخن به میان می آید. در شاهنامه در بسیاری موارد از این مرغ فرمانروا که گاه به عنوان پزشک و حکیم و زمانی به عنوان راهنمایی بزرگ در صحنه داستا‌ن‌ها پدیدار می‌شود، یاد شده است.  نخستین جا، هنگام زادن زال است.

........

به چهره چنان بود تابنده شید / ولیکن همه موی بودش سپید

کس سام یل را نیارست گفت / که فرزند پیر آمد از خوب جفت

........

به فرمان سام، کودک را در کوه می افکنند اما سیمرغ به یاری او می آید و .....

امروزه در ادبیات پزشکی به واژه آلبینیسم که نوعی ناهنجاری مادرزادی است بر می خوریم. در این ناهنجاری مواد رنگی در موی سرو تن و مژگان وجود ندارد و به این دلیل این افراد همه موهای بدنشان یکسر سپیدند. برای شرح و بیان آن، کامل تر و تفسیری از آنچه فردوسی در باره این "کودکان پیرسر" گفته است، نمی توان چیزی افزود، نام فرنگی این علامت از کلمه آلبا به معنای سپید است. ولی هیچ ترجمه و تفسیری برای آلبینیسم بهتر و زیباتر از واژه "زالی" نیست. ...........

شکاف رستمی (رستمینه)

چون رستم قهرمانی برگزیده است، طبیعی است که طرز زادنش هم با دیگران تفاوت داشته باشد. رودابه مادر رستم، در همان دوران آبستنی احساس سنگینی عجیبی می‌کند و می‌گوید: "تو گویی به سنگستم آگنده پوست" و این نشان آن است که جنینی غیرعادی در زهدان خویش پرورش می‌داده است. سیمرغ زال را رهنمون می‌شود که: مرد بینادل پرفسونی را خبر کند، تا نخست رودابه را به می مست (بیهوش) ساخته و سپس تهیگاه وی را شکافته وآن شیربچه را از پهلوی رودابه بیرون کشد.

این داستان از شگفتی های شاهنامه است که استاد بزرگ، فردوسی توسی با اینکه پزشک نبوده است، اما چنان دقیق و با مهارت اصطلاحات طبی را به کار برده که با آنکه بیش از هزار سال از روزگار وی می‌گذرد، پرشکان امروزی را نیز به شگفتی و تحسین وا می‌دارد. فردوسی در شاهنامه واژه هایی از قبیل "خنجر آبگون" به جای "چاقوی جراحی"،  "مرد بینادل پرفسون" به جای جراح، "مست کردن" معادل "بیهوشی"، "داروی هوش بر" در ازای داروی بیهوش کننده، "کافتن" و شکافتن به جای شکاف جراحی چرخش نوزاد در زهدان مادر، که امروزه از آن تحت عنوان ورسیون نام برده می شود، "دوختن" به جای "بخیه جراحی" و استعمال روغن برای بهبود زخم سخن گفته است.

بیاور یکی خنجر آبگون / یکی مرد بینا دل پرفسون

نخستین به می "ماه" را مست کن / ز دل بیم و اندیشه را پست کن

بکافد تهیگاه سرو سهی / نباشد مر اورا ز درد آگهی

و زو بچه شیر بیرون کشد / همه پهلوی "ماه" در خون کشد

وزان پس بدوز ان کجا کرد چاک / زدل دور کن ترس و تیمار و باک

...........

بیامد یکی موبد چربدست / مر آن ماه رخ را به می کرد مست

بکافید ........

....

همان دردگاهش فرو دوختند / به دارو همه درد، بسپوختند

شبان روز، مادر ز می خفته بود / ز می خفته و هش از او رفته بود

چو از خواب بیدار شد،سرو بن / به سیندخت، بگشاد لب بر سخن.

امروزه در کتاب‌های پزشکی بیرون آوردن نوزاد را از شکم مادر که با شکافتن زهدان صورت می‌گیرد به نام عمل قیصری یا سزارین می شناسند و آن را منسوب به تولد ژولیوس سزار، قیصر روم می دانند. ولی با توجه به اینکه دوران تاریخ اساطیری ایران پیش از تولد ژولیوس سزار بوده و فردوسی هم نه از زاییدن سزار اطلاع داشته و نه طبیب بوده، بنایراین همان گونه که بعضی از پژوهشگران ایرانی پیشنهاد کرده اند اگر این عمل را به جای سزارین، "شکاف رستمی" "عمل رستمی" و یا "رستم زایی" بنامیم راه مبالغه و اغراق نپیموده ایم

 

منبع:

شگفتي‌هاي پزشكي ايران باستان در شاهنامه