چهار صد و بیست وچهار سال بعد از درگذشت حافظ ،دیوان او به دست گوته ، شاعر آلمانی زبان ، می رسد وگوته را شیفتۀ خود می سازد اما باید گفت که این آشنایی فقط یک اتفاق نبوده بلکه علاقه وافر گوته به مشرق زمین و ادبیات این دیار موجبات این آشنایی را فراهم آورده است .وی از عنفوان جوانی انجیل وتورات را می خواند و در بارۀ زبان عبری مطالعه می کرد . ودر این راستا با اسلام وفرهنگ اسلامی آشنا شد .او در سال 1772 بخشی از سوره مبارک انعام را به آلمانی ترجمه کرد و این ترجمه مبنا و پیش درآمد درام « محمد ( ص ) » شد که به صورت نیمه تمام باقی ماند .در سال 1783 شعری از معلقات سبعه را ترجمه کرد . در سال 1797 گوته به مطالعه در زمینۀ پنج کتاب حضرت موسی ( ع ) معروف به پنج سفر موسی در تورات پرداخت. وی سرانجام نتیجۀ این تحقیقات را در قسمت منثور دیوان شرقی ـ غربی با عنوان « قوم اسرائیل در بیابان » به نگارش درآورد .در سال 1799 قطعۀ « محمد ( ص) » اثر ولتر را به آلمانی ترجمه کرد .وی داستان های لیلی ومجنون ،یوسف و زلیخا وملکه صبا را می خواند وسفرنامه هایی راجع به آسیا از جمله نوشته های مارکوپولو و نیز آثار مستشرقین مشهور اروپایی جزء مطالعات همیشگی او بود .

گوته اولین بار در کتاب خاطراتش از حافظ چنین یاد می کند :« قبلاً چند ترجمه از ابیات این شاعر عالی رتبه را در مجلات خوانده بودم وچیزی دستگیرم نشده بود ولی اکنون که مجموعّۀ آن ها را می خوانم تأثیر بسزایی بر من دارد به طوری که در پاسخ به این احساس خود، به سرودن شعر پرداختم زیرا نمی توانستم در مقابل این پدیدۀ با عظمت دوام بیاورم .تأثیر این اشعار بر من بسیار زنده بود در حالی که ترجمۀ آلمانی آن ها در مقابلم قرار داشت .می خواستم با بیان احساسات خود شخصاً در آن اشعار سهیم باشم .»

ترجمۀ دیوان حافظ که در اختیار گوته بود و زمینه ومبنای دیوان شرقی ـ غربی او را فراهم آورد اثر یوزف فن هامر پورگشتال ،مستشرق بزرگی بود که در آن زمان به ده زبان از جمله ترکی ،عربی وفارسی آشنایی داشت . هنگامی که هامر برای اولین بار در قسطنطنیه از زبان درویشی اشعار حافظ را شنید تحت تأثیر قرار گرفت و برآن شد تا دیوان حافظ را به زبان آلمانی برگرداند .او از سال 1799 تا 1809 به ترجمه کامل دیوان حافظ برای نخستین بار مبادرت کرد . گوته دیوان حافظ را با وجود زمینه فرهنگی متفاوت و غریبی که برای اوداشت ،به عنوان سرآمد کتاب ها یا «کتاب کتاب ها »یاد می کند .

گوته که با زبان های شرقی آشنا نبود ،کوشش کرد تا الفبای آنها را بیاموزد .به گفته خودش در عرض چهارده روز نوشتن عربی را نزد «پاولوس » فرا گرفت .

علاقه گوته به مشرق زمین و بالاخص عشق او به حافظ چند دلیل دارد: یکی این که هنگامی که ادبیات رمانتیک جایگزین کلاسیک می شود حس تمایل شدیدی به وحدت ویگانگی به چشم می خورد .رمانتیک آلمان هم ،در بین آثار قدیمی مشرق زمین در جست وجوی گمشدۀ خود می گردد .در ایـن زمان اشتیـاق فراوانی به شناخت ریشـۀ زبان ها ،آداب و رسـوم وتمدن اروپایی نضج می گیرد .کشف زبان سانسکریت باعث می شود مشرق زمین را سرزمین اصلی فرهنگ های اروپایی بدانند .به این سبب مطالعات شرق شناسی گوته نیز مناسب با آن دوره و در چهارچوب حال وهوای آن زمان می باشد .

اوضاع ساسی زمان گوته دلیل دیگری برای « گریز معنوی » او به شرق محسوب می شود به خصوص اینکه حافظ هم ،در دوران حکومت مغول ها وتیمور شاهد قتل و غارت وخونریزی و وضع نابسامان کشور بود . تیمور برای حافظ حکم ناپلئون برای گوته داشت .گوته در باره سفر معنوی اش به شرق چنین می نویسد :« همه پدیده های مشابه ـ چه از لحاظ زبانی وچه به لحاظ محتوا ـ که در نزد من وجود داشت به معرض ظهورمی رسید . ایـن امر چنان با شـدت بود که لازم دیدم از دنیای واقعی که مرا در پنهان تهدید می نمود ،گریخته و به دنیای خیالی روی بیاورم و مطابق خواسته ها و اشتیاق و استعداد خود در آن سهیم شوم.»

اولین شعر دیوان شرقی ـ غربی به نام« هجرت » نمـایانگر هجرت باطنی گوتـه وهم زمان با سفـر واقعی او به شهر موطنش می باشد .

« شمال وجنوب و غرب از هم گسیخته می شوند ؛تخت پادشاهان در هم می شکند ودودمانشان به باد می رود .بیا تا بگریزیم و در شرق زلال ،هوای پاک نیاکانمان را احساس کنیم ، با می ومطرب ، با عشق ،چشمۀ خضر جوانت می سازد .در آنجا در پاکی ، درستی ونور ،می خواهم به ذات وجود انسان پی ببرم ،در آنجا که حکمت آسمانی را از خداوند به زبان زمینی دریافت کردند و در پی چون وچرا نبودند .»

به طور خلاصه می توان آشنایی گوته با حافظ را در شش مرحله بیان کرد :

1 ـ آشنایی با حافظ از طریق ابیات پراکندۀ او

2 ـ تأثر پذیری بسزا با مطالعۀ آثار هامر پورگشتال

3 ـ ارج واحترام گوته نسبت به حافظ به عنوان یک انسان و یک شاعر

4 ـ خلق اثری شخصی برای ارتباط با حافظ

5 ـ توصیف حافظ در دیوان شرقی ـ غربی به عنوان رقیبی بی همتا

6 ـ علاقه به حافظ

گوته بعد از آشنایی با حافظ شروع به تدئین دیوان شرقی ـ غربی می کند .بیش ترین قسمت اشعار در سال های 1814 تا 1815 سروده شد .در سال 1819 ، برای اولین بار تمام اشعار دیوان به چاپرسید .در طی این چهار سال چهار بار عنوان کتاب تغییر پیدا کرد : اولین عنوان ،تابستان 1814 ( اشعاری خطاب به حافظ )،دومین عنوان ،زمستان 1814( مجموعه اشعار آلمانی در رابطه با شاعر فارسی ،محمد شمس الدین حافظ )، سومین عنوان ، زمستان 1816 ( دیوان شرقی ـ غربی یا مجموعه اشعار آلمانی با ارتباط دائمی با شرق )، چهارمین عنوان 1819 ( دیوان شرقی ـ غربی ) همان طور که از دومین عنوان مشاهده می شود ، به راستی گوته بسیاری از اشعارش را در رابطه با ابیات حافظ نوشت . « پورلاخ » در تحقیق خود تمامی اشعار گوته را که در رابطه مستقیم با شعر حافظ نوشته شده با ذکر ابیات حافظ از ترجمه هامر پورگشتال نشان داده است .

دیوان گوته شامل دو بخش منظوم و منثور است . قسمت اشعار شامل دوازده کتاب و هر کتاب دارای دو عنوان فارسی و آلمانی می باشد . برای نمونه اولین کتاب « مغنی نامه » و کتاب « ترانه خوان » نام دارد . بخش منثور با عنوان « مقالات و توضیحات» به خواننده کمک می کندتا اشعار را بهتر درک کند . این قسمت بیش تر محتوای تاریخی و بیوگرافی دارد و برای تدوین آن گوته از دو کتاب « شاهکارهای آسیا » اثر « دیز » و « گنجینه های شرق » اثر « هامر » استفاده کرد. گوته سعی دارد سرزمین شعر و سرزمین شاعر را توصیف کند و در این راستا نظر خاصی به ایران دارد . . اثری که گوته می آفریند هم شرقی و هم غربی است ولی در واقع نه به شرق و نه به غرق تعلق دارد بلکه روی سخنش به تمامی انسان ها و بشریت است . .

به نقل از « تاریخچه آفرینش دیوان شرقی ـ غربی » ، دکتر حمیده بهجت ،فصل نامه ادبیات معاصر ، سال سوم ، شماره 27 ،بهار 1378